به نام خدا و به نام صاحب الزمان
مهدی جان من تو را دیده ام اما نشناخته ام.
بارها و بارها در خواب و بیداری احساست کردم.
این دل برای تو گرفته است.
من از تو خجالت میکشم.
بخاطر لطف و صبرت ...
من گناه کرده ام.
من با لذت یک گناه فراموشت می کنم.
تــــــو غریبی
تــــو مظلومی
تــــو خوبی
تـــو ماهی
تـــو شاهی
تو آرام جان منی
تو بهار قلب منی
تو زندگی منی
من فقط دوستت دارم!
من فقط با یک تذکر
یک عنایت
یک اتفاق خاص
یک بلا
یک درد به یادت می افتم.
و می سوزم و می خواهم برایت کاری کنم.
آقا جان من نمک می خورم و نمک دان را میشکنم.
مولا
من کجا برای تو نوشتن کجا!
من کجا برای تو سوختن کجا!
من کجا برای تو تبیلغ کردن کجا!
تو که از من
یار
و یاور
بهتر
زیباتر
مهربون تر
عاقل تر
عالم تر
با ادب تر
مطیع تر و... داری
بس است.
ببین
ببین دستم می لرزد.
من کسی نبودم تو به من عابرو داده ای...
و به زندگی ام برکت دادی.
یا بقیه الله
ای امیر عالم هستی
دیگران مرا مسخره می کنن.
مرا به چشم بد نگاه میکنن...
اما نمی دانند.
من با چه کسی ارتباط دارم.
نمی دانند که چقدر مهربان هستی!
کمکم کن.
خودت تمام کارهای مرا زیبا کن.
برایم دعا کن که برای خودت دعا کنم.
من برای درد های خودم ...
من به بهانه گرفتاریهای خودم برای تو دعا می کنم.
نمی دانم چطور توصیف کنم
اما می دانم
تو از فکر من آگاهی
آه...
می خواهم یارت باشم.
مونس غمخوارت باشم.
به من عنایت کن
به امید دیدن روز ظهورت مهدی فاطمه علیها السلام
IN THE NAME OF ALLAH قورباغه ها روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با هم مسابقه ی دو بدند . The goal was to reach the top of a very high tower. A big crowd had gathered around the tower to see the race and cheer on the contestants. ... جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند ..... The race began...... و مسابقه شروع شد .... Honestly,no one in crowd really believed that the tiny frogs would reach the top of the tower. You heard statements such as: 'Not a chance that they will succeed. The tower is too high!' The tiny frogs began collapsing. One by one.... Except for those, who in a fresh tempo, were climbing higher and higher.... But ONE continued higher and higher and higher.... At the end everyone else had given up climbing the tower. Except for the one tiny frog who, after a big effort, was the only one who reached the top! کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک رسید ! know how this one frog managed to do it? انجام داده؟ A contestant asked the tiny frog how he had found the strength to succeed and reach the goal? It turned out.... your heart! اونا زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما رو ازتون می گیرند--چیز هایی که از ته دلتون آرزوشون رو دارید ! Therefore: Always think: God and I can do this! Specially if i remember my Master Imam Zaman(AJ) (مخصوصا اگه یاد امام زمانم باشم) Most people walk in and out of your life......but FRIENDS Leave footprints in your heart دوستانتون جا پا هایی روی قلبتون جا خواهند گذاشت . ...God is no stranger

Once upon a time there was a bunch of tiny frogs.... Who arranged a running competition.
هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود .
راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی بتوانند به نوک برج برسند .
شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید :
'Oh, WAY too difficult!!'
' اوه,عجب کار مشکلی !!'
'They will NEVER make it to the top.'
'اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند
یا : or:
'هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلند ه !'
قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند ...
بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند ...
The crowd continued to yell, 'It is too difficult!!! No one will make it!'
جمعیت هنوز ادامه می داد,'خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه !'
More tiny frogs got tired and gave up....
و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف
...
ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر ....
This one wouldn't give up!
این یکی نمی خواست منصرف بشه !
بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه
THEN all of the other tiny frogs naturally wanted to
بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر رو
اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا کرده؟
و مشخص شد که ...
That the winner was DEAF!!!!
برنده ی مسابقه کر بوده !!!
The wisdom of this story is:
Never listen to other people's tendencies to be negative or pessimistic. ... because they take your
most wonderful dreams and wishes away from you -- the ones you have in
Always think of the power words have.
Because everything you hear and read will affect your actions!
نتیجه ی اخلا قی این داستان اینه که :
هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید... چون
همیشه به
قدرت کلمات فکر کنید .
چون هر چیزی که می خونید یا می شنوید روی اعمال شما تأثیر میگذاره
پس :
ALWAYS be....
همیشه ....
POSITIVE!
مثبت فکر کنید !
And above all:
و بالاتر از اون
و هیشه باور داشته باشید :
من همراه خدای خودم همه کار می تونم بکنم
آدم های زیادی به زندگی شما وارد و از اون خارج میشن... ولی



